قرار نبود دیگه بیام , قرار نبود دیگه حرفی بزنم , قرار نبود ردی از من دیگه باشه..

قرار بود سکوت کنم , چیزی نگم , اینقدر برم برم و برم تا دور بشم که حتی خیالم هم اینورا نباشه..

اُومدم فقط بگم بعضی روزا بعضی لحظه ها عجیب دلم  آغوشتو می خواد که خودم رو توش آروم پرت کنم

اینقدر توش فرو برم که خودم بشم خود ِ تو ! دلم تو رو می خواد , یواشکی هامون , الکی دعوا کردن هامون

موهای دم اسبی مانلی که تو درستشون کردی , دلم دریا می خواد , بریم بریم بریم تا برسیم اونجایی

که آب دریا تا لبامون میاد همون جا تو چشم های هم نگاه می کنیم , نمی ترسیم و بازم میریم..

دلم بازی بینی هامون رو میخواد وقتی به هم می زنیمشون و چشم هامون که از همیشه بیشتر به هم نزدیکه

دلم بستی می خواد که نصفشو تو دهنی کرده باشی , دلم کادو های بی دلیل می خواد که بی مناسبت

به هم میدیم.. دلم بازی دستام لای موهاتو می خواد , دلم قایم باشک بازی های تور رو می خواد که میری

قایم میشی منم می دونم کجایی ولی الکی صدات می کنم می گردم دنبالت..

آی دخترک ,‌تو هیچ وقت نفهمیدی یه آه سرد بلند یعنی چی , بعضی وقتا ها با اون چیز هایی که دوست 

داری اینقدر میری میری و میری ولی یهو وقتی به خودت میای و میبینی همه اون رفتن ها پوچ بوده 

دلت میخواد دیگه نباشی تو هم بری اینقدر بری بری و بری که دیگه حتی خیالی هم از تو نباشه..

,‌تو هیچ وقت نفهمیدی یه آه سرد بلند یعنی چی , واست دارم دست تکون میدم با یه بوس هوایی !!