آدم ها از یک جایی در زندگی ات پیدا می شوند که فکرش را هم نمی کنی, تعدادشان هم کم نیست , هی می آیند و می روند, اما این تویی که توی آمدن یکی شان گیر می کنی,
و وای به حالت اگر که او فقط آمده باشد سلامی بکند و برود..! وقتی نمی شود یعنی نمی شود تلاش تو در خلاف جریان آب در جریان است.. یا غرق شو یا هم مسیر آب.. تو شکست می خوری اما برنده ای در میان نیست.. شکست تو پیروزی کسی نبود اما غم شکست همیشه با تو است.. خسته شو غرق شو و بی صدا فریاد کن.. زندگی در میان ساحل نشینان خوش خیال است.. همیشه یک اما , ولی , شاید , قهوه ای می کند همه چیز های خوب را.. اگر می دانستم آخر این خلاف جریان روانه شدن تو ایستاده ای بر خلاف که هیچ , آب را هم مسیر خود می کردم , اما افسوس که تو حواست پرت من نیست..!! بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند .. نمیگذارم .. نمیخواهم .. نامه تمام..