120
ميدونم كه حال اين روزاي من برات مهم نيست ؛ نهايت كاري كه بكني اينه كه شونه هاتو بدي بالا..!
همون شونه هايي كه قرار بود يه روز بهترين جا براي من باشه..
بگذريم..
اُومدم كه بگم دارم تموم ميشم ؛ ديگه آخراي پسركه..
داره نزديك ميشه اُون روزي كه ديگه نيستم ؛ خسته اَم دخترك..
شايد يه چند وقتي ديگه نيام اينجا..
شايد هم هرگز..
مي خوام تنها باشم ؛ تنها تر از هميشه ؛ نپرس چرا ؛ نپرس چي شده..
بگذريم..
ميدونم خوشبختي ؛ ميدونم مست زندگي هستي..
اينقدر كه تو بدترين لحظه هاي اين خوشبختي هم ياد ِ من نمي افتي..
گله اي نيست ؛ شايد هم حق گله اي نيست..!
مراقب خودت باش ؛ مراقب خوشبختيت..
منم مراقب خودم هستم ؛ مراقب خاطره هام..
+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم بهمن ۱۳۹۰ ساعت 2:17 توسط پسرک
تنهایم در وبلاگم چسبانده ام چشم هایم را به صفحه مانیتور ؛ ببینم جزء من کسی نیست دیگر