103
.قـهوه دم می كنم
نصـف قاشق سیانور به فنجانت می ریزم
لبخند كه می زنی
می گویم :
"قـهوه ات سرد شده بگذار عوضش كنم"
این كار هر شب من است
...
و من چند سال است كه می خواهم بكشمت
+ نوشته شده در جمعه هفدهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 22:23 توسط پسرک
تنهایم در وبلاگم چسبانده ام چشم هایم را به صفحه مانیتور ؛ ببینم جزء من کسی نیست دیگر